برای رسیدن به قله ها باید از دره ها بگذری
گاهی برای خودت دستی تکان بده
ازخونه كه اومدم بيرون هيچ حسي براي بستن بند كفشام نداشتم همين طور قدم مي زديم.
بهم گفت:بند كفشاتو ببند,مي خوري زمين,كار دسته ما ميدي...
فقط نگاهش كردم.كه در همين لحظه ماشيني به سرعت به طرف من مي اومد دستمو گرفت كشيد كنار...
بهم گفت:تو معلوم هست چته ؟يه راننده ي مست مثل اين و يك آدم بي خيال مثل تو...اون از بند كفشت اينم از اين كه خودتو نمي كشي كنار بگو مي خواي خودتو بكشي... خودم راحتت مي كنم.
-اگر منو بكشي ,بعدشم خودتو مي كشي؟باهم مي ريم ؟
ايستاد و تو چشمام نگاه كردو با حالت فرياد گفت:نخير من مثل تو ديوونه نيستم...!
-نه! ,تو مثل من عاشق نيستي...
نگاهی کوتاه از تو
لبخندی شیرین بر لبان زیبایت
و من خود را غرق در عشق یافتم
A whisper by you
A glance of you
A sweet smile on your beautiful lips
And I found myself deep in love
تنها تر از يك برگ
با بارشاديهاي مجهورم
در آبهاي سبزتابستان
آرام مي رانم
تا سرزمين مرگ
تا ساحل غمهاي پاييزي
در سايه اي خود را رها كردم
در سايه بي اعتبار عشق
در سايه فرار خوشبختي
در سايه ناپايداري ها
شبها كه مي چرخد نسيمي گيج
در آسمان كوته دلتنگ
شبها كه مي پيچد مهي خونين
در كوچه هاي آبي رگها
شبها كه تنهاييم
با رعشه هاي روحمان,تنها
در ضربه هاي نبض مي جوشد
احساس هستي,هستي بيمار
در انتظار دره ها رازي است
اين را به روي قله هاي كوه
بر سنگهاي سهمگين كندند
آنها كه در خط سكوت خويش
يك شب سكوت كوهساران را
از التماس تلخ آكندند
دراضطراب دستهاي پر
آرامش دستان خالي نيست
خاموشي ويرانه ها زيباست
اين را زني در آبها مي خواند
در آبهاي سبز تابستان
گويي كه در ويرانه ها مي زيست
ما يكدگررابا نفسهامان
آلوده مي سازيم
آلوده تقواي خوشبختي
ما از صداي باد مي ترسيم
ما از نفوذ سايه هاي شك
در باغهاي بوسه هامان رنگ مي بازيم
ما در تمام ميهماني هاي قصر نور
از وحشت آوار مي لرزيم
اكنون تو اينجايي
گسترده چون عطر اقاقي ها
در كوچه هاي صبح
بر سينه ام سنگين
دردستهايم داغ
در گيسوانم رفته از خود,سوخته,مدهوش
چيزي وسيع و تيره انبوه
چيزي مشوش چون صداي دوردست روز
برمردمكهاي پريشانم
مي چرخد و مي گسترد خود را
شايد مرا از چشمه مي گيرند
شايد مرا از شاخه مي چينند
شايد مرا مثل دري بر لحظه هاي بعد مي بندند
ديگر نمي بينم
ما بر زميني هرزه روييديم
مابر زميني هرزه مي باريم
ما هيچ را در راهها ديديم
بر اسب زرد بالدار خويش
چون پادشاهي راه مي پيمود
افسوس ما خوشبخت و آراميم
افسوس ما دلتنگ و خاموشيم
خوشبخت, زيرا دوست مي داريم
دلتنگ,زيرا عشق نفرينيست
فروغ فرخ زاد
و همين طور مادراي كه رفتند و فقط ياد و خاطرشون براي ما مونده....
(براي شادي روحشان فاتحه اي بفرستيم)![]()
بنگر, به آسمان آبی بالای سرت بنگر
كه هيچ ستاره اي در آن نيست
صبر كن,در پشت اين آسمان آبي
ستاره اي خواهي ديد!
(روي جدول نشسته بودم به آسمون بالاي سرم نگاه مي كردم كه يهو شعرم اومد
)
پي نوشت:امشب به قصه دل من گوش مي كني
فردا مرا چو قصه فراموش مي كني
سیاره:ماه عضو آسیب پذیر:شکم
روز اقبال:دوشنبه اعدادشانس:۳و۷
سنگ خوش یمن:مروارید رنگ:نقره ای
حیوان:حیوانات صدف دار
In a moment everything can change
Feel the wind on your shoulder
For a minute all the world can wait
Let go of your yesterday
Can you hear it calling?
Can you feel it in your soul?
Can you trust this longing and take control?
Fly
Open up the part of you that wants to hide away
You can shine
Forget about the reasons why you can't in life
And start to try
'Cause it's your time
Time to fly
All your worries, leave them somewhere else
Find a dream you can follow
Reach for something when there's nothing left
And the world's feeling hollow
And when you're down and feel alone,
Just want to run away
Trust yourself and don't give up
You know you better than anyone else
In a moment, everything can change
ديدگان تو در قاب اندوه
سرد و خاموش
خفته بودند
زودترازتو ناگفته ها را
با زبان نگه گفته بودند
از من و هرچه در من نهان بود
مي رميدي
مي رهيدي
يادم آمد كه روزي در اين راه
ناشكيبا مرا در پي خويش
مي كشيدي
آخرين بار
اخرين لحظه تلخ ديدار
سر بستر پوچ ديدم جهان را
باد ناليد و من گوش كردم
خش خش برگهاي خزان را
باز خواندي
بازراندي
بازبرتخت عاجم نشاندي
باز در كام موجم كشاندي
گرچه در پريان غمي شوم
سالها در دلم زيستي تو
آه ,هرگز ندانستم از عشق
چيستي تو
كيستي تو
فروغ فرخ زاد
سلام, سلامي به گرمي تابستان با ضمانت ۳ ماهه...
گرچه الان با قطع شدن آب و برق اين گرمي به پاي بيابان ناميب در افريقا نمي رسد...مزاح كردم ,هم اكنون وارد بحث نمي شويم....
عرضم به حضورتون كه اين مدت خيلي سخت گذشت گرچه به سختي كندن كوه به دست فرهاد براي ليلي نبود.
و بعد اينكه واقعا از نظراتتون ممنونم ...دلگرمي خيلي خوبي بود....ممنون!
فعلا حرفي ندارم ...جز اينكه خيلي خسته ام....و امشب به اين اميد سر بر بالين مي گذارم كه ظهر هنگام از خواب بيدار شوم....تابستون است و تا لنگ ظهر خوابيدن...
تابستون خوبي داشته باشين...!:دی
سمبل:دوقلوها عنصر:هوا
سياره:مركوري عضوآسيب پذير:دست و شانه
روز اقبال:چهارشنبه اعداد شانس:5و9
سنگ خوش يمن:عقيق رنگ :زرد
گل:زنبق حيوان:پروانه
تولدتون مبارك, بروبچه هاي خرداد ماهي....!
اين مدت مرخصي مي خوام از وبلاگ بوي امتحاناي خرداد دارد خفه ام مي كند مي روم اما زود بر مي گردم...
چرا در تاریکی به دنبال کلیدی برای روشن کردن می گردی؟
چرا در روشنایی کلیدی برای موفقیت پیدا نمی کنی؟
پول مفسدی است که میانه خیلی ها را بر هم می زند.
قاضی بی طرفی است.
متهم بی زبانی است.
زندانی هر خانه است.
و قاتل و مقتولی است با هزاران وکیل.
سالانه ۲۵ میلیون نفر در جهان از گرسنگی می میرند.
در کشور چین با ۸۶۰ میلیون جمعیت ۸۳۰ میلیون خط تلفن همراه وجود دارد.
فندک قبل از کبریت اختراع شده است.
هر ۱۳ دقیقه یک کتاب جدید در امریکا منتشر می شود.
اولین مردمانی که نخ را کشف کردند و موفق به ریسیدن آن شدند ایرانیان بودند.
وقتی مگس بر روی یک میله فولادی می نشیند میله فولادی به اندازه دو میلیونیم میلیمتر خم می شود!