حرفهای ما هنوز ناتمام... 
تا نگاه می کنی:
وقت رفتن است
بازهم همان حکایت همیشگی !
پیش از آنکه با خبر شوی
لحظه ی عزیمت تو ناگزیر
می شود
آی...
ناگهان
چقدر زود
دیر می شود!
"و ( قاف) حرف آخر عشق است جایی که نام کوچک من آغاز می شود
قیصر امین پور"
پی نوشت:سلام, خیلی دیر اومدم می دونم...خودمم از این روزها خسته شدم امیدوارم این سال زود تموم بشه!به یادتونم دوستای گلم!
من واقعا معذرت می خوام که اگر عده ای از شما هنوز نظراتون رو ثبت نکردم
و همین طور دوستانی که دلخور هستند که دیر به دیر بهشون سر می زنم حق دارند.
و امیدوارم منو به بزرگی خودتون ببخشید.
حتما نظرای دوستای گلم رو ثبت خواهم کرد.
به خدا می برم از شهر شما دل شوریده و دیوانه ی خویش
می برم,تا كه در آن نقطه دور شستشويش دهم از رنگ گناه
شستشويش دهم از لكه ي عشق زين همه خواهش بيجا وتباه
مي برم تا ز تو دورش سازم ز تو,اي جلوه ي اميد محال
مي برم زنده بگورش سازم تا از اين پس نكند ياد وصال
ناله مي لرزد,مي رقصد اشك آه,بگذار كه بگريزم من
از تو,اي چشمه ي جوشان گناه شايد آن به كه بپرهيزم من
بخدا غنچه ي شادي بودم دست عشق آمد و از شاخم چيد
شعله ي آه شدم,صد افسوس كه لبم باز بر آن لب نرسيد
عاقبت بند سفر پايم بست مي روم,خنده به لب,خونين دل
مي روم از دل من دست بدار اي اميد عبث بي حاصل
فروغ فرخ زاد
ارزشت را با مقایسه کردن خود با دیگران پایین نیاور,زيرا همه ما با يكديگر متفاوتيم.اهداف و آرزوهايت را با توجه به آن چه كه ديگران با اهميت تصور مي كنند,تعيين نكن,زيرا فقط تو مي داني كه چه چيزي برايت بهترين است.
با زندگي كردن در گذشته يا آينده,زيستن در زمان حال را از دست نده.حتي اگر يك روز در زمان حال زندگي كني,همه روزهاي عمرت را زيسته اي.
هنگامي كه هنوز چيزي براي بخشيدن داري ,هرگز نا اميد نشو.
هيچ چيز واقعا به پايان نمي رسد تا لحظه هاي كه خودت دست از تلاش برداري.از مواجه شدن با خطرات نترس,زيرا بدين ترتيب فرصت مي يابي كه بياموزي چقدر بايد شجاع باشي.
رويا هاي خود را رها نكن.بدون رويا بودن يعني بدون اميد بودن و نا اميدي يعني اين كه هيچ هدفي نداري.
زندگي يك مسابقه نيست,بلكه سفري است كه هر قدم از مسير آن را بايد لمس كرد و چشيد.
دیروز ۲۳ تیر
یاسمین و سیمین از طرف باشگاه پوریای ولی دعوت شدند به این ورزشگاه برای افتتاحیش و به من هم خبر دادند تا اون هارو همراهی کنم.
با اتوبوس رفتیم به ورزشگاه که رسیدیم.
خیلی خوب و تمییز همه چیرو درست کرده بودند و از هر باشگاهی که هر کس وارد می شد پذیرایی بسیار خوبی انجام دادند و با وارد استادیوم شد و بر روی صندلی نشتیم.
کیپ تا کیپ همه جا پر بود و نشسته بودند.
اول مجری اومد صحبت کرد در مورد این ورزشگاه و بعد معاون رئیس جمهور و بعد معاون تربیت بدنی تهران ,استاندار تهران و....(كه من ديگه اسمشون يادم نيست!)هر كدوم صحبت كردند.
اول چند نفر از گروه ورزشكاران سنتي برنامه ي بسيار جالبي اجرا كردند.
و بعد اعضاي گروه بيسبال بازي كردند...يه جورايي يه خورده از تمرينشون رو نشون دادند بازي كامل انجام ندادند به دليل تازگي چمن هاي زمين كه نمي شد مستمر در زمين باشد و بعد گروه ورزشي رزمي...
جاتون خالي ديروز خيلي خوش گذشت. ورزشكارا خلاصه سنگ تموم گذاشتند فقط چيزي كه منو ناراحت كرد اين بود كه وقتي بر گشتيم و از جايگاه خارج شديم مردم اينقدر فرهنگشون رو زيبا جلوه دادند كه تمام زباله هاي خوراكيشون رو و ظرف هاي يه بار مصرف اروی زمین پر بود خيلي ناراحت شدم.آخه اين چه حركتي بود در صورتي كه هر كجاي اون ورزشگاه سطل زباله وجود داشت.ما همين جوريش از لحاظ سياسي ابروي مملكتون كه رفت اينم از فرهنگ خود مردم بابا اونجا كلي از بزرگان كشور هاي ديگه اومده بودند. خب همچين وضعي و ببينن چي مي گن؟؟؟اصلا اون هيچي خوب جايي رو كه تازه تاسيس كردند چرا همچين بلايي رو بايد سرش بيارند من خودم آشغال رو در كيفم گذاشتم تا بعدا به سطل زباله بياندازم...براي اينكه هيچ وقت حرف دبير ادبياتمون يادم نمي رفت كه مي گفت ما مي تونيم از خودمون شرو كنيم براي فرهنگ سازي...
حالا بر نخوره به عده اي من جمع نبستم بگم همه ي مردم بي فرهنگند...اونهايي كه اونجا بودند و زباله هاشون رو همونجا ول كرده بودند با اونها بودم كه يه تجديد نظري به خودشون بكنند.
والت ديسني,جهت توليد كارتون هايش در سيصدو دوازده مركز مرتبط كار كرد.او هفت بار ورشكست شد.
جان گريسي,پيش از آنكه اولين كتاب خود را منتشر كند,به هفتصدوسي و پنج ناشر مراجعه كرد و هيچكدام كارشرا نپذيرفتند اما او بعد ها پانصد و پنجاه جلد كتاب منتشر كرد.
ولی...
چه خبره این روزا...کشته شدن جوانان ایرانی که خیلی دردناک و برای همه می دونم سخته و همین ندا که دیگه اسمش جایی نیست که شنیده نشده باشه...روحشان شاد و گرامی باد.
و خواننده ی محبوب خیلیها مایکل جکسون دیروز خبر مرگش رو شنیدم ناراحت شدم.(سکته کرد)
از این حرفا بگذریم این یک هفته فقط در دو دلی به سر بردم دنبال کلاس و این حرف ها بودم از این آموزشگاه به اون آموشگاه از این مشاور به اون مشاور از این دوست و...
خلاصه کلی پرس و جو کردم...
به قول پریسا باید تصمیم نهایی رو خودم بگیرم یک سال خلاصه باید سختی بکشم.
بچه های کنکوریم که امیدوارم با موفقیت گذرونده باشند و هرکدوم بر حسب تلاششون امیدوارم که رتبه خوبی کسب کنند.من همون روز پنج شنبه دعا کردم که سال دیگه ان شا الله منم همچین روزی که کنکور دارم موفق بشم نه تنها من بلکه برای همه آرزوی موفقیت می کنم.مامانم همیشه می گه همیشه فقط برای خودت چیزی رو نخواه برای همه دعا کن.توی امتحانام که برای من دعا می کرد اول برای همه ی بچه ها همین طور اسم فرشته و پریسا رو می آورد بعد منو...
خلاصه اینکه تصمیم نهایی رو گرفتم امسال تابستون یکم زیادی باید سختی بکشم.البته با برنامه ریزی فکر می کنم به تفریحمم برسم.
آرزومند آرزوهاتون.
چشمان من
کاری ندارد
جز هماهنگی
با قطره های باران!
سمانه مالمیر
اين نبود مادر در بزرگ شدن فرزند و سخت گيريهاي كه داشته رو عواطف و احساست پسر خيلي تاثير مي گذاشته و همون رفتارهاي عادي و نسبت به فرزنداش نشون مي ده و اينكه هيچ كمكي در هيچ تصميمي به بچه هاش نمي تونه بكنه و بچه هاي اين مرد كلي اذيت مي شند و بخاطره اينكه پدر سخني راجع به آينده با فرزنداش نداره بچه ها تجربه هاي سنگيني در زندگي كسب مي كنند.
البته ناگفته نماد وقتي زن بابا اجازه نمی ده اين پسر درس بخونه خودش ادامه تحصيل مي ده در رشته علوم آزمايشگاهي...
بگذريم كلا مي خواستم بگم ببين وارد شدن يك زن ديگر در زندگي چه بلاهايي بر سر فرزندان مي آد و عواقب طلاق...واقعا ...
پی نوشت:اگر هر روز هم روز مادر باشه جبران زحمت های مادر نیست!!!
به اندازه ی یک قوطی کبریت
اما
بازهم برای من جا دارد
در برابر تو
من
مورچه ای بیش نیستم!
مژگان بیات
***
سلاین
سنجد:هههههههه....من برگشتم!
وقتتون بخیر دوستان,دلم براي اين دنياي مجازي تنگ شده بود.امتحانام تموم شدو يه سفر كوتاه مدت رفته بودم...حالا سر فرصت تعريف مي كنم.
از اينكه اين مدت به وبلاگ سر مي زديد و نظر مي گذاشتيد از همتون ممنونم.
اگر نمي ترسيدي, چه مي كردي؟
وقتي بر ترست غلبه كني ,احساس آزادي مي كني.
باور هاي قديمي تو را به سوي هدف جديد هدايت نمي كنند.
توجه زودهنگام به تغييرات كوچك,به تو كمك مي كند تا خود را با تغييرات بزرگي كه در راه است زودتر تطبيق دهي.
امروز حسابي بهم خوش گذشت... روز خيلي خوب و به ياد موندني شد....اميدوارم به شما هم خوش گذشته باشه.راستش تا ديروز چون مدرسه نمي رفتم اصلا روز و تاريخ يادم نمي موند كه امروز چندم عيده؟اما ديشب تكاپو و جستو ي خانواده ام براي امروز يادم انداخت كه فردا سيزده بدره...هنوزم باورم نمي شه خيلي زود گذشت, تعطيلات تموم شد و از شنبه دوباره همه چيز روال عادي خودش رو طي مي كنه...
به هر حال براي من تعطيلات خوبي بود و اميدوارم كه به شما هم خوش گذشته باشه و سال 1388براي تمام مردم سال خوبي باشه...و آرزو مي كنم بدي و شر هم, از بين كه نميره لا اقل به حداقل برسه.
راستي ممكن است در اين مدت يعني تا اواسط خرداد ماه من دير به دير سر بزنم يا اصلا نتونم بيام.
اميدوارم اين نبود من مورد بخشش شما دوستان گرامي باشد.به هر حال بوي امتحانات نهايي مي آيد:دي
از لطفتون ممنون...
پاينده باشيد و هر رنگي كه دوست داريد:ديبعد از مدت ها جواب ايميلم رو از پانيذ دريافت كردم و واقعا احساس كردم كه رد بول به آدم بال مي دهد.(تبليغات ممنون وسط بيان احساسات:دي)از شوخي بگذريم, دلم براي پانيذ خيلي تنگ شده براي تو سري زدن و خرخون گفتن به پريسا ,براي دلداري دادن به فرشته و شوخي هايش با من و سربه سر اين و اون گذاشتن.
آخي, خيلي وقته نديدمش!
دلم براي فرشته هم تنگ شده از روز اول سال نو فقط عيد و بهم تبريك گفتيم ديگه خبري ازش نداشتم دست هرچي معرفت به خدا از پشت بسته!هيچ كسي به اندازه ي اون منو اذيت نكرد.بازم بگذريم...
استاد!استاد, داشت يادم مي رفت!بهش گفتم نارفيقم اگر فراموشت كنم.
بي مقدمه به استاد گفتم,پس كي ما بزرگ مي شيم؟الان داشتم به خودم و آيندم فكر مي كردم و اينكه ازش مي ترسم و اينكه مي دونم يك روزي مي رسه كه مي گم كاش بزرگ نمي شدم نمي خوام اينطوري بشه.من حتي به لحظه اي كه خواهم مرد فكر كردم!!!
استاد:مي دوني,اگر همين طوري اين سوال بپرسي از خودت ميبيني بزرگ شدی .مثل وقتي ستاره هارو مي شماري .ترس هم مثل الان مي مونه كه خواب زده اي.
اگر وقتي داري راه مي ري,به جاي جلوي پات به آسمون نگاه كني چي مي شه؟با مخ مي خوري زمين دختر!
گفتم:پس!به جلوي راهم نگاه مي كنم تا به آسمون برسم.
گفت:خب بد نيست,آدم دورو برشو نگاه كنه.مي گم راه رسيدن به آسمونو ببين.خيره نشو به خودش.اين فكر ها خوبن اما تا وقتي كه اذيتت نكنه!
خدايي معرفت كم نذاشت اين استاد براي من!پريسا رو مي گم:دي
آوای خوش هزار تقدیم تو باد
گفتند که لحظه ای از روئیدن عشق
آن لحظه هزار بار تقديم تو باد
امسال چه سالي است
چه زيباتر از سال موش هاست
بر سينه ي تو نشان ايران
امسال سال گاو هاست
(تقدیم به سال نو ۸۸
)